آتــــــــنا |
|
عيد نوروز سال نو مبارك ساحل افتاده گفت:گرچه بسي زيستم هيچ نه معلوم شد! آه كه من كيستم؟ موج فرورفته اي پيش خراميد وگفت: هستم اگـرمي روم؛ گــرنروم نيستم. دوستان عزيزبا اميد به اينكه سال نووسالهاي نويي پرازشادماني وموفقيت داشته باشيد
وتشكرازهمراهي سبزتان در طول مدتي كه آتنا وبلاگ مي نوشت براي مدتي همه شما را به خداي بزرگ مي سپارم علي يارتان و خدا نگهدارتان نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/12/25 و ساعت 15:28 |+|
نيكوتر زعشق " از آتــــنا " مي خواهمت هرروزوشام،با روح وجانم ،اي روان دارم نگـــاهي منتظر، برمنظرت ، اي ســاربـــان اي ساربان ، اي ساربان ، تندتربران تا كهكشـــان با جستجويي بي امان، تا فتـــح شهـــربي نشــــــان آنجـــــا كــه بــا دلدادگــي، ارزان بود آزادگــــــــي آنجـــا كه ماواي من است ،ماواي عشق وزندگـــي آنجــــا دگـرمفتــي عشق ،احســاس را قسمت كنــد دريـــاي عشــق بيكــران، برمـردمـان رحمت كنــد آنجـــا مــــرا يــاد تـــواست ،روح مراجان تـواست درآن ســـراي ايده ال، هفت آسمان جــاي مـن است آنـــــروزرا بــا من بمــان،درمعبـدم بـا جسم وجـان آنـــــروزنيكوترزعشق، مردن بود بي هرچـه زشت آنـــــروزنيكوترزعشق، مردن بود بي هرچـه زشت نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/12/13 و ساعت 13:24 |+|
ايمان خداوند بي نهايت است اما به قدر نياز تو فرود مي آيد به قدر ارزش تو گسترده مي شود وبه قدر ايمان تو كارگشاست قطاربرروي ريلي؛ درامتداد دشتي پوشيده از برف مي لغزيد سرماي سخت و خشونت زمستان كلبه هاي روستايي؛درختان؛شهرهاو همه وهمه را در غمي شگرف فرو برده بود چگونه اين انجماد ورخوت ؛ به بهاري پر از عشق و شادماني تبديل مي شود؟ جزاين است كه: اين توانايي فقط وفقط ازآن خداوند است؟ نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/12/04 و ساعت 12:3 |+|
عید غدير غدیرتنهانام یک سرزمین نیست چشمه اي است كه تاپايان هستي مي خروشد افقي است بي كرانه وخورشيدي عالمتاب عيدتان مبارك نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/10/05 و ساعت 14:49 |+|
چگونه زندگي كنيم از خدا پرسيدم:خدايا چطورمي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جوب داد:گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير! با اعتمادزمان حال را بگذران وبدون ترس براي آينده آماده شو! ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز! شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن! زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد! نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/09/18 و ساعت 10:32 |+|
تنديس سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد؛ تنديس زيبايي نخواهد شد؛ تو ؛ يك بار فرصت داري از وجودت تنديس زيبايي بسازي؛ "پس ازضربه هاي شمشيرخسته نشو" نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/09/03 و ساعت 14:31 |+|
لبخند "ويل دورانت: من لبخندرامظهرانسانيت مي دانم" "عشق و ايمان مفهوم زندگي است" نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/08/19 و ساعت 9:30 |+|
آغازمدرسه باهرچه محبت است ارتباط برقراركنيدو به پيشواز تازه ها برويد به كمك كودكاني كه براي مدرسه نيازمندند؛ بشتابيد نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/07/07 و ساعت 8:38 |+|
سهراب سپهري از سبز به سبز نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/06/17 و ساعت 9:13 |+|
جاي پا گفتمش: دل مي خري؟پرسيد چند؟ گفتمش: دل مال تو؛ تنهــــا بخنــد خنــده كرد و دل ز د ستانم ربـــود تا به خود باز آمدم ؛ او رفته بـــود دل ز دستش روي خاك افتاده بـــود جاي پايش روي دل ؛ جا مانده بـــود نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/05/23 و ساعت 15:34 |+|
شكسپير مهربان بودن برتر از بر حق بودن است نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/05/08 و ساعت 9:21 |+|
آرزو آرزويم اين است ؛ نتراود اشك از چشمان تو هرگز مگر از شوق زياد؛ نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي عاشق آنكه تو را مي خواهد وبه لبخند تو از خويش رها ميگردد وتورا دوست بدارد به همان اندازه كه دلت مي خواهد نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/04/31 و ساعت 11:25 |+|
مادرم؛ روزت مبارك گل لبخند تو مادر چه زيبا ست شميم روحبخش خانه ي ماست دگر از رنگ و بوي گل نگوييد كه مادر بهترين گلهاي دنياست نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/04/13 و ساعت 13:51 |+|
زندگي زندگي زيباست حتي اگر كور باشي خوش آهنگ است حتي اگر كر باشي سرشارازترانه هاي شاداست حتي اگر لال باشي اما بي ارزش است اگر ثانيه اي عاشق نباشي نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/03/12 و ساعت 13:5 |+|
از آتنا مي روم آرام و نــــــــــــــــــــرم روي پــــرچين نگــاه دوستـــــان مي نشينــــم بـــــــا نسيـــــــــــــم درمـيــــان لالــه هاي بوستـــــان مي كشم ؛ تصويرعشقـي ماندگــار روي بوم رنگ رنگ ؛ روزگــــار مي فروزم ؛ مشعـلـي از جنس نــور مي برم ؛ افكار خود را از غـــرور مي سرايم ؛ يك ترانه يك ســـــرود نغمه اي ؛ لبريز از لبخند و شــــور آنچه نازكتـــر بــود از يك بلـــــــور اختيــار عشــق بـاشــد؛ تا به گــــور راز شادی در لذت پاک بردن از چیزهای ساده است نوشته شده توسط آتنا تاریخ 86/02/30 و ساعت 13:39 |+|
|