تبليغاتX
آتــــــــنا
آتــــــــنا

شب یلدا

می گویند طولانی ترین شب سال است و تولد خورشید است

 یلدا یعنی تولد روشنایی ها

پس برای همه دعا کنیم سلامتی و سعادت را

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/29 و ساعت 11:2

|+|

http://ba2.blogfa.com

دل لرزان

با تشکر از استاد ارجمندم /برگزیده از وبلاگ صور

با سلامی به لطافت باران

به شفافیت اشک

صادقانه گویمت ایمان من

ای ثبات این دل لرزان من

دیده و دل هر دو مشتاق تواند

بی تو چون شمعی در آتش جان من



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/27 و ساعت 14:16

|+|

http://ba2.blogfa.com

اسم تو

اسمتو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده بشی

 اسمتو گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی

اسمتو گذاشتم جونم که اگه خدایی نکرده رفتی منم برم 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/27 و ساعت 12:21

|+|

http://ba2.blogfa.com

یک بوسه

رفتم وب یاشار این عکسو دیدم حیفم اومد شما نبینید



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/27 و ساعت 12:18

|+|

http://ba2.blogfa.com

خدایا

خدایا مرا چه شده است؟

که هر روز که می گذرد نه تنها که از او دورتر نمی شوم هیچ

بلکه آنچنان در قلبم جای گرفته است که دیگر تنم همان قلبم است

و قلبم هم مملو از وجود او



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/27 و ساعت 11:24

|+|

http://ba2.blogfa.com

بازار صداقت

بازار صداقت کمی ارزانی بود

 کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم

مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/27 و ساعت 11:14

|+|

http://ba2.blogfa.com

معنای عشق

از فردیت خود دست شستن،        To renounce your individuality

به چشم دیگری دیدن،          to see with anothers eyes

به گوش دیگری شنیدن.         To hear with anothers ears

دو تن باشی ودر واقع یک تن sky

و هر آنچه در آنهاست         and all that in them is

و خلق موجودی چنان تام و تمام         to a single being so wholly

که بی نیاز از جذب عنصری دیگر باشد.        That nothing whatever is withheld ،         To be two and yet one

چنان به هم آمیخته و مجذوب،         to so melt and mingle

که ندانی تویی یا دیگری،             That you no longer know You are

you or another

پی در پی حیران و پی رد پی تابنده.        To constantly absorb and

Constantly radiate

به هم فشردن خاک، دریا و آسمان،         To reduce earth sea and

آماده ایثار در هر لحظه،           To be prepared at any moment

رهایی از شخصیت برای یافتن چیزی ورای آن           for sacrifice To double your

personality in bestowing it_

معانی عشق همین است.           that is love

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/27 و ساعت 10:42

|+|

http://ba2.blogfa.com

دوستت دارم

 

دوستت دارم،        I love you

چون بیش از هر کیش و آیینی        Because you have done More than any creed

به رویش من یاری رسانده ای.          Could have done To make me good

فراتر از هر سر نوشتی،          And more than any fate Could have done

شادی را به من ارزانی داشته ای.          To make me happy.

این همه را هدیه داده ای،            You have done it Without a touch

بی هیچ تماسی،کلامی یا اشارتی.        Without a word Without a sing

به این کار توانا گشته ای،         You have done it By being yourself

چون خود بوده ای،           Perhaps that is what

شاید دوست بودن در نهایت به این معنا باشد.             Being a friend means After all.

 

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/26 و ساعت 10:52

|+|

http://ba2.blogfa.com

توضیح

با سلام به همه دوستان            

بعضی ها از من سوال میکنند

وبلاگ تو شعر است یا شیخ؟

یا اینکه چرا همه چیز می نویسی؟

اگر چه ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

:امــــــــــــــــــــا

شعر فقط به معنی کلمات و جملات موزون نیست

شعر به معنای احساس/ علم و آگاهی نیز می باشد



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/26 و ساعت 9:25

|+|

http://ba2.blogfa.com

کبوتر

از آتنا

كبوتــــــــــر! مدتيه؛ صداي بالت نمياد؟

ديگــــــــــــه اون؛ نغمه شادت نمياد؟

نكنـــــــــــه؛كه زير ناودون خزيدي؟

نكنــــــــــــه؛عشقتو با دون خريدي؟

مدتــــــــي پنجـــــــره ما رو شكست!

سنگهاي؛ يه بچـــــه بازيگوش مست!

چونكه؛ فكرمي كــرد كه تو پيش مني!

هميشه روح منـي؛جون منـي؛مال منـي!

نمي دونست كه دلـــــــم پراز؛ پر كبوتره!

بودن تـــــــو واسه من ؛ازهمه چيزي بهتره!

كبوتــــر بيا؛ ولي يادت باشه؛ منو بيرون ببري

تــوي دشتــــــــهاي قشنگ؛ زيـــــــر بارون ببري

بيــــــــــــــــا تا كنار هــــــــــــــم؛ برسيم به سادگــــــــــي

دل بــــــــده به دست مــــــــــــــــن ؛اينـــه رسم عاشقــــــــــي

دل بــــــــده به دست مــــــــــــــــن ؛اينـــه رسم عاشقــــــــــي



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/24 و ساعت 12:25

|+|

http://ba2.blogfa.com

بیا که مرد مردم

     از آتنا

     تــــو يــــــك ستــــــــاره اي كــــــــــــه؛ بـــــــــراي من سپيـــــــــــــــــــــــــدي

از آســـــــمون آبــــــــــــــــــي؛ بـــــــــــــه قـلب من رسيـــــــــــــــــــــــــدي

تــــــــو اون پــــــــــــــــرنــــــــــــــده اي كه؛ بــــــــــــــــــراي من مياره

خبــــــــــر از آسمونــــــــــــــــها؛ زدشــــــــــــت پـــــــــــــــر ستاره

مــــــن از سحــــــــــــر گــــــذشتم؛ بــــــه نور تـــــــــــو رسيدم

ببـيــــــــــــن چـــــــــــه درد و رنجي؛ زدوريــــــت كشيدم!

ميــــــون بــــــــاد و بــارون؛ تــــــــــرانه از تو خوندم

بــــــــــــــراي دلخوشي هام ؛ ترانــــه اي نخوندم

تـــــــــو لحظه هاي آخـر؛ به داد من رسيدي

ســــرود زنـدگي را؛ به روح من دميدي

بيا كه بي تو سـردم؛ رفيـق آه و دردم

بــــــــــراي بـــــا تـــــــــــو بودن

بيا كه مـــــــــــرد مــــــــردم

بيا كه مـــــرد مــــــــردم

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/24 و ساعت 12:24

|+|

http://ba2.blogfa.com

تقديم با عشق

Never   Say ; God  I Have  Big  Problem  You   Only   Say   HEY   Problem  I  Have A Big     God ( never  seen  big problem) ok;  Please; Please

 

First   I liked u ; then  I loved  u; now  I am afraid  to lose u;   if you don’t  send   this  to  everyone  on your  list  u will lose  the  person  I love if I don’t get this back I guess your not my  friend   if u never a lot  of love 4 someone  copy and send this 2 all of your friends  in 5 min your true love will call

 

Love:  1- lake  of sorrow

2- ocean of tears

3- valley  of death

4- end    of     life

 

If you found yourself

in a dark room and wall

saround you are red

and blood comes from

every where don’t be

scared you are in

my 

heart

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/23 و ساعت 18:9

|+|

http://ba2.blogfa.com

عروسک

 شعر از وبلاگ صور که به جرات او را یک مرد برگزیده می نامم تقدیم همه 

او که همیشه استاد من خواهد بود

عروسک/ در دیارت رسم بر چیست؟

عروسک/ مهرت اندر سینه من/ ولیکن

مهر دلم در سینه کیست؟

نه قلبی اندرون سینه توست

عروسک / سینه ات خالی خالی ست

عروسک /با دو چشمان قشنگت

مرا سوزانده ای/ این سوزش از چیست؟

عروسک/ نیستی چون آدمیزاد

نه قلبی و نه مهری/لیک هستی

تو محبوبی/تو معشوقی/تو مستی

عروسک جان بگو /عشق تو از چیست؟

که جز رویت میان خاطرم نیست؟

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/22 و ساعت 14:3

|+|

http://ba2.blogfa.com

غرض

خلاصه ترین حرفهایم ،بی غرض ترین گفته هایم برای توست
برای بالی به وسعت پرواز
می دانی چقدر رفتنت بر من سخت بود و
ای کاش نمی رفتی و مرگ را بر من حتمی نمی کردی 
بعد از رفتن تو هیچ قاصدکی بر لب پنجره ام ننشست و
هرگز برایم خبری نیاورد 
در کجا بخوانمت در کدام دیار ناشناخته و
در کدام آسمان درکنار کدام ستاره سراغت را بگیرم ؟
بدان و آگاه باش هر کجا هستی دلم روانه توست




نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/22 و ساعت 11:19

|+|

http://ba2.blogfa.com

با احتـــــــــــــــــرام

برداشتی از وبلاگ مجید           

 How  do  I love thee ?

Let me count the ways.

I love thee to the depth

And breadth and height

My soul can reach , when feeling out of sight

For the ends of being and ideal  grace .

 

چه قدر تو را دوست دارم ؟ بگذار بشمارم.

 

تو را به عمق و پهنا و ارتفاعي كه روحم مي تواند بپيما يد,

 

دوست دارم. در آن حالي كه روحم به پرواز در مي آيد

 

و به فيض الهي مي رسم

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/21 و ساعت 14:51

|+|

http://ba2.blogfa.com

درخواست 2

امروز یک سری جمله بسیار پر محتوی از وبلاگ دوست ارجمندم مجید برایتان در قسمت جملات برگزیده گذاشتم حتما یه سر بزنید و استفاده کنید

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/21 و ساعت 13:58

|+|

http://ba2.blogfa.com

زندگی

زندگی چون گــل سرخـــــی است

 

پر از برگ و پر از عطـــر و پر از خــار

 

یـــــــادمان باشد اگر گـــــل چیدیم

 

عطـــــر و خـــار و گـــل و بـــــــرگ

همه همسایه دیوار به دیوار همند



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/21 و ساعت 9:52

|+|

http://ba2.blogfa.com

مرا ببر

اینو یکی از دوستام برای من نوشته چون قشنگه تقدیم به همه

از اوج قله های مه آلود دور دست

پرواز کن

به دشت غم انگیز روح من

آنجا ببر مرا

کــــــــــــــه شرابم نمی برد



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/20 و ساعت 14:16

|+|

http://ba2.blogfa.com

هم نفس

 

تا کـــــــه بودیم نبودیم کسی

کشت ما را غم بی همنفسی

تا کــــــــه رفتیم همه یار شدند

خفته ایم و همـــــه بیدار شدند

قــــــدر آیینه بدانیم چون هست

نه در آن وقت که اقبال شکست



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/20 و ساعت 14:9

|+|

http://ba2.blogfa.com

جنگ تن به تن

 یک سیب در دست تو اما مال من نیست

چیزی عـذاب آورتر از کوچک شدن نیست

خاکســــترم فرقی ندارد بودن من

دل مــــــــن قابل آتش زدن نیست

این جاده مثل من بلاتکلیف مانده است

چیزی درونش غیــر رفتن و آمدن نیست

        ما هـــــر دو زخمی همین یک اشتباهیم

              عشق من و تو غیر جنگ تن به تن نست

 

حباب ها هميشه قرباني هواي درون خويشند

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/20 و ساعت 13:56

|+|

http://ba2.blogfa.com

در خواست

دوستان عزیز داستانی از زندگی شخصی خودم را برایتا ن نوشته و در قسمت داستا نهای کوتاهم گذاشته ام اگر بخوانید خوشحال میشم تحت عنوان:

!هر چه هست همه عشق است و بس

روزها در بستر بیماری می لولیدم وآنقدر در تمنای زندگی و بازیافت سلامتی ام بودم که اورا نفهمیدم...

آه که چه بیهوده او را معاوضه کردم!

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/19 و ساعت 15:25

|+|

http://ba2.blogfa.com

تو به کار خویش باش و ما به کار خویش

 

 

مي گويند عارفي بود كه نزد مردم به پاكدامني و ...مشهور بود ..
روزي از جانب خدا ندا امد كه مي خواهي سري از تو نزد مردم فاش كنم تا مردم تو را سنگسار كنند عارف گفت:
مي خواهي از رحمانيت تو نزد مردم سري گويم تا ديگر كسي تو را سجده نكند؟
ندا امد كه تو به كار خويش باش و ما به كار خويش

 

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/19 و ساعت 10:48

|+|

http://ba2.blogfa.com

وجدان برتر است يا عشق

لوگان اسميت:

عامه ي مردم روح خود را مي فروشند تا با عايدات آن عمري را با وجدان طي کنند.

از آتنا:

مي دانم كه آنچه در دل داري باآنچه كه مي گويي مغاير است...

مي دانم كه مي كوشي تا اداي دين نمايي و وفاي به عهد...

و وجدانت را جايگزين عشق كرده اي!

آنچنان در گير تعصبي كه هرگز از زند گيت لذت نمي بري...

تو يك تجربه تلخ توام با اندوه را براي آينده ات مي سازي...

تا شايد با وجدان زندگي كني!!!

ومن مطمئنم

براي آنچه كه به تو تقديم شد و گراميش نداشتي افسوس خواهي خورد...

من هرگز به خاطر وجدانم احساسم را به دار نمي اويزم...

وسالهاست كه عشق را جاي وجدانم نشانده ام...

اشتباه كداميك از ما بزرگتر است؟

وجدان برتر است يا عشق؟

نيچه:

ما هرگز مطمپن نيستيم كه گراميترين حقايق ما سودمند ترين

اشتباهاتي بوده باشند كه شناخته ايم!



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/18 و ساعت 9:14

|+|

http://ba2.blogfa.com

خاطره

            

از آتنا

تــو برام يه عــــــــــــاشق بی هنری...همیشه   اسير يه دسته غمــــــــــــــي

آخـــه تو دوست نداري بياي ســـــفر... منوهمراهي كني با يه عشق تازه تر

چونكه جرات نداري  بال بزنــــــــي...حرفاتو  پس نگـــيري!   جا نزنــــي

نمي توني كه بشــــــي يه سرنوشــت...تـــــــــا بسازی  واسه من باغ بهشت

نمي تونــي كه غزلخوني كنــــــــــي...منــــــو ديونه و حــــيروني كنـــــــي

مي تونــــــي تـا كه بشي يه شب پره...ببري ســــــر توي لاكـــــــت  بهتره

اونو من ميخـــــــام كه تا اوج بپـــره...منــــــو تا  قله ي  هر موج   ببــــره

اين كـــه كار يه دونه شب پره نيست...كـــار اما و اگر  دلـــــــــــهره نيست

اين ديگه كار عقاب خوش خوش پره...كه منو تا آسمونها مي بــــــــــــــــره

من ميرم  تا كه بدم دل به عقــــــــاب...ندارم ترسي  هم از رنج و عــــــذاب

مي ســازم براش  يه شهر خاطـــــره...مي مــونم با هاش تا از دنــيا نـــــره

                      مي مــونم با هاش تا از دنــيا نـــــره



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/16 و ساعت 12:30

|+|

http://ba2.blogfa.com

خسته

  گر ز درون شکسته اي فاش مکن که خسته اي

روي پريده رنگ تو سيلي سخت بايدش

کاسه آبروي را مجمر پر شراره کن

 

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/14 و ساعت 11:22

|+|

http://ba2.blogfa.com

شیطان

 روزی شیطان به سراغ حوا رفت و به او گفت

از سیب این درخت بخور تا برای آدم زیباتر شوی
حوا گفت لازم نیست او که غیر از من کسی را ندارد
شیطان گفت دارد بیا تا او را به تو نشان بدهم
حوا را بر سر آبی برد و گفت نگاه کن
حوا درآب چهره زن زیبایی را دید.........
سپس تصمیم گرفت ازآن سیب بخورد

 

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/14 و ساعت 9:39

|+|

http://ba2.blogfa.com

نمی خام گریه کنم

از آتنا

دوباره بارتو بستی که بری؟

دل تنهامو شکستی که بگی؟

!من دیگه طاقت موندن ندارم

!من دیگه تاب شنیدن ندارم

ندیدی شهر چشام چه جاریه؟

مرغ آزادگیم قناریه؟

می دونستی دل من فراریه؟

دوباره بارتو بستی که بدی؟

دست من بدست غمهای جدید؟

می خواستی تا برسم٬به یه دنیای سفید؟

!میدونی٬من نمی خام گریه کنم

!نمی خام راهتو٬ پژمرده کنم

!من میخام تا تو می شی یه رهگذر

!بسازم یه عشق پاک و بی خطر

 

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/12 و ساعت 10:17

|+|

http://ba2.blogfa.com

خوب من

به تو اکنون در بستر بیماری هستی

بیا بیا ای خوب من ٬از لب جو ٬دشت و دمن

بیاکه با هم برسیم٬به شهر امن یاسمن

بیا بیا ای خوب من ٬بیا زنو شروع کنیم

خنده و عشق و عاشقی٬از دل هم درو کنیم

بیا که من منتظرم٬برای من قصه بگو

از دل پاک و ناب خود٬٬ترانه عشقو بگو

منتظرم ٬بیاد تو٬برای خنده های تو

بیا بیا فدای تو٬که مانده ام به راه تو

شب تا سحر بیادتم ٬همیشه چشم براهتم

همدم غصه هایتم٬٬رفیق راه راهتم

رفیق راه راهتم

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/12 و ساعت 10:6

|+|

http://ba2.blogfa.com

فریاد

از آتنا

تقدیم به همه جانبازان شیمیایی بخصوص تو

امشب از چشم من٬ستاره می بارد

زیرا تو را در آسمان ندارم ابرهای تیره٬با کدورت یک عمر تباهی

تو را پوشانده اند

پنجره کوچک قلبم ٬از نظاره ٬رخوت صبح شکسته است.

ای عزت زیستن بشر

آنشب که به پاس  گرامیداشت وطن٬خود را می باختی

هرگز استیلای زندگی را از دست ندادی

آنروز٬کوچه جاودانگی را آذین بستی

ودریاچه عشق را نقاشی کشیدی

و امروز٬مرا به ابتکار واداشته ای

هر چه هست ٬پشت این ظلمت زیستن

در جاودانگی ابدی٬که در وعده میلاد مجدد ماست

آنجا ٬از نام تو ٬عشق می تراود

:من یقین دارم که

 در میلاد مجددمان ٬نام تو با طراوت یک عشق بی نظیر رقم خورده است

:من یقین دارم که

آنجا نیز فریاد خواهم زد که:دوستت میدارم



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/12 و ساعت 9:37

|+|

http://ba2.blogfa.com

:پابلونرودا

 این شعر از طرف یک مرد بر تر که از بهترین دوستانم است تقدیم به همه کسانی که زندگی میکنند با عشق:

به آرامي آغاز به مردن مي كني/ اگر سفر نكني...اگر چيزي نخواني

اگر به اصوات زندگي گوش ندهي/ اگر از خودت قدر داني نكني

به آرامي آغاز به مردن مي كني/ زمانيكه خود باوري را در خودت بكشي

وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند/ تو به آرامي آغاز به مردن مي كني

اگر برده عادات خود شوي/ اگر هميشه از يك راه تكراري بروي

اگر روز مرگي را تغيير ندهي/ اگر از رنگهاي متفاوت به تن نكني

يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكني/ تو به آرامي آغاز به مردن مي كني

اگر از شور و حرارت...از احساسات سركش

 و از چيزهايي كه چشمانت را به درخشش وا ميدارند

و ضربان قلبت را تندتر مي كنند...دوري كني

تو/اگر هنگاميكه با شغلت يا عشقت شاد نيستي آنرا عوض نكني

اگر براي مطمئن در نا مطمئن خطر نكني

اگر وراي رويا ها نروي...اگر به خودت اجازه ندهي

كه حداقل يكبار در تمام زندگيت...وراي مصلحت انديشي بروي

امروز زندگي را آغاز كن!...امروز مخاطره كن!...امروز كاري بكن!

نگذار كه به آرامي بميري...شادي را فراموش نكن

 

 

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/11 و ساعت 2:38

|+|

http://ba2.blogfa.com

حافظ

نگويمت كه همه ساله مي پرستي كن

سه ماه مي خورو نه ماه پارسا مي باش

چو پير سالك عشقت به مي حواله كند

بنوش و منتظر رحمت خدا مي باش

 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/10 و ساعت 12:59

|+|

http://ba2.blogfa.com

:مسعود

:اینم از یکی از بهترین دوستانم در سایت تهران دیتا است

ای دوری ات آزمون تلخ زنده بگوری
چه بی تابانه تو را طلب می کنم
بر پشت سمندی نو زین که گویی قرارش نیست
و فاصله تجربه ای بیهوده است
بوی پیراهنت اینجا و اکنون
کوها در فاصله سردند
دست در کوچه
و بستر حضور مانوس دست تو را می جوید
و به را اندیشیدن

بی نجوای انگشتانت
یاس را رج میزند
...و جهان از هر سلامی خالی ست



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/08 و ساعت 9:53

|+|

http://ba2.blogfa.com

:دکتر علی شریعتی

نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد

 نمي خواهم بدانم

 كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت

 ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم

 سوتكي سازند

 گلويم سوتكي باشد به دست طفلكي

 گستاخ و بازيگوش

 و او يكريز پي در پي

 دم گرم خودش را بر گلويم

 سخت بفشارد

 و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

 بدين سان بشكند دائم سكوت مرگبارم را!



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/08 و ساعت 9:20

|+|

http://ba2.blogfa.com

پاسخ

 اینم جواب یکی از بهترین دوستانم به من بود که براتون می نویسمش
ای عشق جاویدان بیا
این خفتگان بیدار کن
از این هجوم غافلان
این عشق را تیمار کن
ای عشق جاویدان بگو
بر گفته ات اصرار کن
با خاطرات خوب خود
دلبستگی بسیار کن
ای عشق جاویدان مرا
شب تا سحر تب دار کن
با افتخار این عشق را
بردار کن بردارکن
اینک نوای عشق را
همچون اذان تکرار کن
گلدسته های زندگی
با عشق پر انوار کن




نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/08 و ساعت 9:8

|+|

http://ba2.blogfa.com

وابستگي

 

تقدیم به همه دوستان عزیز

از اتنا

پيوسته در تاب و تبيم در تنگناي زندگي

از دادن دلبستگي٬تا بردن آزادگي

جوياي يك آغوش امن٬در كوچه آشفتگي

از گردش يك چشم مست٬تا گوشه افسردگي

با كس ندارم من ٬سر پيوستگي!دلبستگي

چون خسته ام٬ از اين همه وابستگي

از رنج اين پا بستگي٬آماده ام!آماده ام

تا پا نهم بر روي اين٬ شايستگي

خواهم كزين دنيا روم٬ تا ماوراي زندگي

تا وارهم از اين همه٬ آزردگي!دلخستگي

با من بيا اي آشنا٬تا شهر من :وارستگي

با من بيا تا بگذريم٬از مرز اين دلبستگي

با من بیا تا بگذریم ٬از مرز این دلبستگی



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/08 و ساعت 4:43

|+|

http://ba2.blogfa.com

برای تو

ای تنها امید زندگی من

بی تو بودن را چنان تجربه کرده ام که کویر آب را

و با تو بودن را چنان بر گزیدم کـه جوانه خـاک را

و تو ای تک چراغ شبهای تنهایی

با من بودن را چنان بدان که زمین آفتاب را

و چنان بخواه که سکوت عشق را می خواهد




نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/06 و ساعت 10:17

|+|

http://ba2.blogfa.com

شکسپیر

عشقی  که می یابی خوب است

ولی عشقی که خود بیاید بهتر است 



نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/09/02 و ساعت 13:26

|+|

http://ba2.blogfa.com