آتــــــــنا |
|
عید غدیر خم عید ابر مرد عدالت جهان بر همگان مبارک باد نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/29 و ساعت 12:6 |+|
ویلیام شکسپیر
اون وقتي كه فكر ميكني هيچ كسي نيست حرف دلتو بفهمه كسي هست كه براي ديدنت روزشماري كنه نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/28 و ساعت 9:30 |+|
عشق عشق آنست که هر چه بيشتر ارزاني داري سرشارتر شود، نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/26 و ساعت 9:48 |+|
مایکل بولتون گفتم دوستت دارم , ولي دروغ گفتم نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/25 و ساعت 10:7 |+|
خوشبختی خوشبختی حاصل یک جریان ساده است آرامش خاطر وآزادی نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/24 و ساعت 12:52 |+|
پاسخ حضور محترم شخصي كه تحت عنوان سازمان بازرسي بلاگفا منو تهديد كرده ممنونم كه از قالب وبلاگم تعريف كردي اما بايد بگم اين كار من نبوده و كار يكي از دوستانم است:صور من فقط از خدا مي ترسم وبس ترسي ازهيچ شخصي ندارم زيرا نه دزدي ميكنم نه قصد دارم حق شما روضايع كنم وهمين جا اعلام ميكنم هرحقي به من تعلق گرفته اهدا به شما دوست عزيز مطالب من ديدني هايست كه به نظرم زيباست يا شعرهاي در پيتي خودم است اگرهم ازجايي يا شخصي مطلبي نوشته ام عنوان كرده ام وچرا شما رواينقدرناراحت كرده نمي دونم علت خاصي داره يا نه؟ در آخر يادتون باشه آتنا هرگزمطلب دزدي نكرده و شما اگرميخواهيد ثابت كنيد من حاضرم واي بركسي كه حتي چشم ندارد دوستي هاي ديگران را ببيند نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/23 و ساعت 19:13 |+|
لحظه ديدار تو يعني از سحر تا شب به زيبايي درخشيدن دست و پایم گم بود و چنین بود که آغاز شدی در قلبم نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/22 و ساعت 22:20 |+|
از سهراب سپهری ابری نیست،بادی نیست می نشینم لب حوض، گرد ماهی ها،روشنی ،من،گل،آب، پاکی خوشه زیست مادرم ریحان می چیند نان و ریحان و پنیر،آسمانی بی ابر،اطلسی هایی تر رستگاری نزدیک:لای گل های حیاط نور در کاسه ی مس ،چه نوازش هامی ریزد! نردبان از سر دیواربلند،صبح را روی زمین می آرد پشت لبخندی پنهان هر چیز می روم بالا تا اوج،من پرازبال و پرم راه میبینم در ظلمت ،من پر از فانوسم نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/21 و ساعت 8:0 |+|
زیبایی سرشار به سادگی دوست داشتن غروب، as loving sunsets رنگین کمانها و بارانهای بهاری است، rainbows and Aprill showers چه،همه وهمه از زیبایی سرشارند. For they are all simply beautiful. نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/20 و ساعت 11:15 |+|
ازنیما یوشیج در پیله تا به کی بر خویشتن،تنــــی؟ پـرسید کرم را،مــرغ از فروتنــــی- تــا چند منـــزوی درکنج خلـوتــــی، در بسته تا به کی، درمحبس تنـــی؟ در فکـررستنم – پاســخ بداد کــرم- خلوت نشسته ام،زیــن روی منحنی هـم سال های مـن، پروانگــان شدند جستنـد از ایـن قفـس، گشتند دیــدنی درحبس وخلوتم،تا وارهم به مـــرگ یـــا پــر بــر آورم، بهـــــــر پریدنی اینک تورا چه شدکای مرغ خانگی! کــــوشش نمی کنی،پری نمی زنی؟ نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/19 و ساعت 15:15 |+|
حافظ عیب رندان مکن ای عابد پاکیزه سرشت که گناه دگـران بـرتـو نخواهنـد نوشت مـن اگـر نیکم اگربد توبروخود را بـاش هــرکســی آن درود عــاقبــت کـــار کــه کشت همـــه کس طالب یــــــارند چه هوشیار وچه مست همـــه جـــــا خـــــانه عشق است چــه مسجدچـه کنشت ســـــــــر تسلیـــــم منـــــــوخشـت در میکـــــــــــده ها مدعـــــی گـــــرنکنـــد فهــــم سخـــن گــوسره خشت نــــــا امیـــدم مکــن از سابقــــــــــــه لطـــــف ازل تـوپس پـــــرده چه دانی که که خوبست که زشت نــه مـــن از پـــرده تقـــوی بــــــدر افتادم و بس پــــدرم نیـــز بهشـــت ازل از دســــــت بهشت حافظــــــــا روز اجل گـــر بکف آری جامی یکسـر از کـوی خرابات برندت به بهشت نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/19 و ساعت 9:30 |+|
قسمتی ازشعربلند، پل الوار،شاعر فرانسوی روی دفترهایم، روی میزتحریرم،روی درختان، روی ماسه ،روی برف، نام تو را می نویسم. روی همه صفحه های خوانده شده، روی صفحه های سفید، روی سنگ و خون وکاغذ یا خاکستر، نام تو را می نویسم. روی جنگل و کویر، برآشیانه ها وگل های طاووسی نام تو را می نویسم. روی همه ی تکه پاره های آسمان لاجوردی، روی مرداب،این آفتاب پوسیده، روی رودخانه ،این ماه زنده، نام تو را می نویسم. وبه نیروی یک واژه، زندگی را از سر می گیرم، من برای شناختن و نامیدن تو، پا به جهان گذاشته ام ای آزادی! نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/18 و ساعت 9:30 |+|
قفس ازآتنا ســــــــردر؛شهرخسته ام ؛ منتظـــــــر ورود توســـت خزان عقل و هوش من ؛ بسته به يك ســـرود توســت در قفسي كه ازطلاست؛ با تو خوشم؛ چو كيمياسـت اي نفس شميم صبح؛ يك دم تــــــــو؛ چو كبرياســت دلخوشي ام دراين هوس؛وقف شده است؛به يك نفس آن نفسي است كه داغ آن؛شكستـــــه است؛قفـل قفس بي تـــوهمه ســزاي مرگ؛ با تــو همه صداي صــــور با تـــو خوشم ؛ گرچـه رسم ؛ با غم عشق تو به گــــور بـــــراي قصــه هاي تــــو؛ صــداي نغمــــه هاي تــــو آمــــــده ام كنـــار تــــو؛ جان به فــــــــداي نــای تــــو جـــــان به فــــــــداي نــام تـــــو نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/16 و ساعت 20:27 |+|
درخواست4 اگر مي خواهيد نسل جديد مااعتقدات بنيادي را ارج نهند اينگونه رياست كنيد آدرس:لينكستان؛داستانهاي كوتاه ؛ داستاني از مولوي نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/16 و ساعت 11:14 |+|
من چند سال دارم؟ معلمي رو به شاگردانش كرد وگفت: طول اتاق 6 متر و عرض ان 5 متر است اگر گفتيد من چند سال دارم؟ همه شاگردان مات و مبهوت يكديگر را نگاه كردند. بالاخره يكي ازآ نها گفت: شما چهل و هشت سال داريد. معلم پرسيد از كجا فهميدي؟ شاگرد گفت:چون من يك پسر عموي نيمه ديوانه دارم كه بيست و چهار سال دارد.با اين حساب شما بايد چهل و هشت سال داشته باشيد! نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/15 و ساعت 20:16 |+|
خواجه عبدالله انصاري الهي؛دانايي ده كه ازراه نيفتيم وبينايي ده كه درچاه نيفتيم الهي؛آفريدي رايگان و روزي دادي رايگان؛ بيامرز رايگان كه تو خدا يي نه بازرگان الهي؛بنياد توحيد ما خراب مكن وباغ اميد ما بي آب مكن الهي؛ مي بيني و ميداني و برآوردن مي تواني الهي؛ بود ونابود من تورا يكسان؛ازغم مرا به شادي رسان
نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/15 و ساعت 2:23 |+|
من تو رو مي خوام هزار بار ازآتنا وقتی دیدی که غزلهام ؛ پر از حرفهای پوچــه تو بیــــــا و عاشقونه؛ منـــو بنداز توی کوچــه وقتی دیدی دل سردم ؛ داره از غصه می میره بیــــــا و بدون که بی تو ؛ دل من واست می گیره وقتی دیدی ماه شب تاب ؛ دلش از شبـام می گیره تو بیـــا و ماه من شو؛ روشو کم کنِِِ ِ تا بمیره وقتی خواستی که بسازی؛ واسه ی دلم یه خونه بیـــــــــــا و بســــاز برایم ؛ کلبه های عاشقونه وقتــی خواستی که بیــــایی؛ واسه دیــدن دنیام چشمـــاتو ببند و بنداز ؛ خودتو تو شهـر رویام یادتم نـــــره ؛ که اونروز چی نوشتی توی نامه مـن تورومی خوام هزاربار؛ اینه بهترین ترانه نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/14 و ساعت 17:51 |+|
خوب بودن خرجی ندارد گرمی، دوستی، محبت و مهربانی پرطرفدارترین کالاهای جهان هستند. کسی که بتواند آن ها را تامین کند هرگز تنهایی را تجربه نخواهد کرد. مهربانی از کمال مهمتر است؛وخوب بودن خرجی ندارد. پس بیایید مهربان و خوب باشیم نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/13 و ساعت 9:30 |+|
آرتور شوپنهاور عشق هیچ ابایی ندارد که با تمام خزعبلاتش از راه برسد عشق هر روز زمینه ساز و موجد شنیع ترین و حیرت انگیزترین منازعات و مشاجرهاست ارزشمند ترین روابط انسانی را نابود می کند واستوار ترین پیوندها را ازهم می گسلد این همه هیاهو و قیل وقال برای چیست؟ این همان ماجرای همیشگی مجنون است که لیلای خود را یافته چرا امری چنین حقیر ؛نقشی چنان عظیم ایفا می کند؟ نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/12 و ساعت 10:49 |+|
درخواست3 دوستاني از من خواسته بودند داستانهاي كوتاه جديدي بنويسم اگرچه من كوچكتر از آنم كه از تولستوي و داستايوفسكي حرفي بزنم اما خلاصه دو رمان بزرگ از اين برترين مردان جهان را برايتان نوشتم حتما يه سر بزنيد قول ميدم خوشتون بياد ارزش خوندن داره آدرس:لینکستان ؛داستانهای کوتاه نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/11 و ساعت 22:1 |+|
تبریک میلاد نور و رحمت؛مسیح زندگی بخش؛ مبارک باد واقعیت بابا نوئل؛ درلینکستان؛داستانهای کوتاه نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/11 و ساعت 9:3 |+|
دعا کنم هر شب دعایی؛کزدلم بیرون رود مهرت ولـــی آهسته می گویم:خـــدایـــا بی اثــر باشد نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/10 و ساعت 15:29 |+|
آخه من دوستت دارم از اتنا واسه ی گفتن ؛ خوبـــــــــــــــــــی های تــــــــو با همه ؛ مـــدادهای دنیا؛ بـــــازم کـــــــــم میارم واسه دیدن؛ چشمهـــــای قشنـگ و ناز تــــــــــو با همه؛ چشمهـــای دنیا ؛مــن؛ بـــازم کـــم میارم اگـــــــــــــه تو؛ بخـــوای منـــو صـــدا کنــــــی اگه دستاموبگیری یا منورها کنی من بازم کم میارم یادتــــــــــــــــه ؟ زیر درخت ؛ تو کـــــــوچمون دستمو گـــرفتی و بـــــــــردی منــــو به آسمون؟ یادتــــــــــــــه؟ بــــــرام گذاشتی؛ یک نشـــــون تــــــــوی قلب خستـــــــه ی درختــــــــــــــمون مـــــــــن ؛همـــــــــون روزم؛ بهت گفتـــه بودم کــه توهرجوری که باشی؛ مــن ؛بازم کم میارم نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/10 و ساعت 8:21 |+|
برو دست از سرم بردار ازآتنا بــرو؛دست از ســرم بردار نمي خواهم؛ صـــــــرافت را و درد؛ با تــو بـــــــودن را بــــــــرو؛ازسـرنوشت مــن نمي خواهم؛ رفــــــــاقت را سريــــــــر؛بي شــــرافت را بـــرو؛اي درد جان فـرســــا كه مي خواهم؛ فـــــراقت را وراه بي تــــــــو رفتــــن را مـــرا انديشه؛ بي پـــــــــروا رهــا؛ آزاده؛بي ا كـــــــــراه بــدون تـو؛ چـــــه خوشبختـم بـــرو؛ دست ازســرم بـردار بــدون تـو؛ چـــــه خوشبختـم بـــرو؛ دست ازســرم بـردار نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/07 و ساعت 21:58 |+|
گلهای توی بیشه از آتنا وقتی دیدم ؛توی قلبت؛ یه سبد گلایـــــــــــــــه داری واسه مهربونـــی خو د؛ یه دلیل تــــــــــــــازه داری دلــــم از غصه غمهات؛ پر از دلهــــــــــــره میشد شبها وروزهای عمرم؛ باغزل خاطــــــــــــره میشد نمی دونم که چی داری ؛ توی این کلام ســــــــــاده اماخوب اینومی دونم؛ کــه میخای یه عشق تـــــــازه واسه ی ساختن فردا؛ تـــو بدون که تــــــا همیشـــــه می شه پل هایی بسازی؛ از گلهــــــای توی بیــــــشه بیــــــــا تا ستاره ها رو ؛جـلوی چشـــــات بگیـــــرم اگــــــه تو نخوای ستاره؛واسه غـمــــات میمیـــــــرم
نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/07 و ساعت 9:21 |+|
(لويس اونتر ماير) همه چيز براي من و تو مي شكفد نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/06 و ساعت 14:41 |+|
...پاسخی برای پست عشق خیلی ها از من سوال کردند خودت اهل کجایی؟ باید بگم من اهل زمینم و طبق یک قانون فیزیکی برای هر عملی عکس العملی دارم ممکنه فرانسوی ؛اسپانیایی؛ایتالیایی؛ یا ایرانی باشم !بستگی داره طرفم کجایی باشه نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/05 و ساعت 14:59 |+|
دسته گل يكي از شعرا يك دسته گل براى محبوبه خود فرستاد ٬معشوقه اش كه اهل ذوق و ادب بود شعر زير را براى او خواند دل بلبل شكستى غنچه را دلخسته آوردى به خوبى لاف ميزد ؛پيش تو كت بسته آوردم
نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/05 و ساعت 12:30 |+|
پوزش بدینوسیله از دوست عزیزم کنت اسلش عذر میخواهم ما هم یه نقطه ضعف داریم اونم ندونستن زبان انگلیسی است امیدوارم به من لطف کنید و نظر دوم رو برایم معنی کنید :یه جوک یادم اومد بد نیست بگم به یه تبریزی میگن اهل کجایی؟ !!!میگه: نگید دیگه؛هرکسی یه نقطه ضعفی داره نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/04 و ساعت 13:14 |+|
تمام دنیا تو شايد در تمامه دنيا تنها يك نفر باشي اما براي يك نفر تمام دنيا هستي اون یک نفر را پیدا کن نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/04 و ساعت 10:52 |+|
عشق فرانسويا ميگن : عشق فراموش كردنه خود در وجود كسي است كه هميشه و در همه حال ما را به ياد دارد. اسپانيايها ميگن:عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتراست. ايتاليايي هاميگن:عشق يعني ترس از دست دادن تو. ايراني ها ميگن:عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يه ببخشيد تموم مي شه. حالا شما اهل كجایید؟ نوشته شده توسط آتنا تاریخ 84/10/02 و ساعت 12:59 |+|
|